حميد احمدى
68
تاريخ امامان شيعه ( فارسي )
شعلهورتر ساخت و ساكنان حجاز را نيز به كمك طلحه و زبير با مردمان عراق و مصر همداستان كرد . او آشكارا درباره عثمان به بدگويى پرداخت ؛ چنانكه عبدالفتاح عبدالمقصود ، عالم سنىمذهب مصرى مىنويسد : اينك [ عايشه ] از پيرمرد متنفر و خشمگين است ، زبانش گوياى اين خشم و نفرت است . ديگر اين مرد در نظر او اميرمؤمنان نمىباشد ؛ او را نسبت به حرمت دين غيرتمند نمىشمرد ؛ حتى عثمان عظيمالقدر را هم مطلقاً به چيزى نمىگيرد ؛ . . . در كلام طنزآميزش با عبارتى از او ياد مىكند كه بدگويى از آن هويداست ؛ از بردن نامش پرهيز دارد ، زيرا به زبان آوردن آن را شوم مىداند و از آن متنفر است . دانش و اطلاعاتى كه از همسر بزرگ خود درباره وى دارد ، حاكى از عدم كفايت و سرزنش اين خليفه است . « 1 » وى در ادامه به فعاليتهاى تبليغى عايشه مىپردازد و مىنويسد : وى يكى از پيراهنهاى رسول خدا را در خانهاش آويخته بود و هر كس از آن مىگذشت ، به وى مىگفت : اين پيراهن رسول خداست ؛ هنوز نپوسيده است كه عثمان سنتش را پوسانيد و به دور انداخت . « 2 » او مىنويسد : در روزى كه معترضانْ عثمان را محاصره كردند ، عايشه وقتى در مكه اين خبر را شنيد ، گفت : به كسى كه جانم در اختيار اوست سوگند ! دوست دارم هماكنون او را در توبرهاى سردوخته كرده ، به درياى نيلگونش بيفكنم . « 3 » بايد دانست كه شورش و طغيان عليه عثمان ، توسط جبههاى ائتلافى از انديشه و اراده شيعى ، ميهنخواهى و قدرتطلبى و همچنين از سوى مخالفان سياسى ، با بسيج تودههاى مظلوم و تحت ستمِ فرمانداران سفيانى صورت گرفت . البته بهرغم اين تنوع انديشه ، آنان در دشمنى با عثمان اتفاق نظر داشتند ، از اينرو تا حذف و كشته شدن خليفه متحد بودند . بعد از آن در تعيين خليفه جديد ، بيشتر توده مردم با بخشى از رهبران قيام همانند عمار ياسر ، جندب ، مالكاشتر ،
--> ( 1 ) . همان ، ص 115 و 116 . ( 2 ) . همان ، ص 116 . ( 3 ) . همان ، ص 118 .